السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

39

جواهر البلاغة ( فارسى )

و ابر ، سنگينيش را به آن صحراى گسترده افكند همانند فرود آمدن تاجر يمانى با جامه‌دانهايى كه حمل كرده است . در اين شعر ، واژهء « بعاع » غير فصيح است . 6 - ليس التّعلل بالآمال من أربى * و لا القنوع بضنك العيش من شيمى « 1 » سستى و از دست دادن زمان به وسيلهء بازى با آرزوها از كيش من نيست و بسنده كردن به معيشتى اندك ، از خوى من نيست . در اين شعر ، واژهء « قنوع » نابجا به كار رفته است . فصاحة الكلام فصامحة الكلام : سلامته بعد فصاحة مفرداته ممّا يبهم معناه و يحول دون المراد منه « 2 »

--> « غبيط » : سرزمين آرام و به قولى سرزمين گسترده‌اى است كه دو كرانه‌اش برآمده باشد . « بعاع » : ابر سنگين از باران است . گفته مىشود : « بع الحساب ، يبع بعاعا » زمانى كه ابرها در مكانى تراكم يابد . و گفته مىشود : « القى عليه بعاعه » يعنى سنگينيش را بر آن افكند . « عياب » : جمع « عيبه » است و « عيبه » چيزى است كه جامه در آن گذارند . مىگويند : مرد ، بهترين كالايش را در « عيبه » يعنى جامه‌دان نهاد . « محمّل » به كسر ميم ( به صيغهء اسم فاعل ) ضبط شده است بنابراين كه مقصود از « يمانى » مرد باشد و به فتح ميم ( به صيغهء اسم مفعول ) نيز نقل شده بر اين اساس كه مراد از « يمانى » شتر باشد و معنى شعر اين است : كه آن باران بدون وقفه باريد همان‌گونه كه آن مرد در آنجا فرود آيد . ضمير « القى » به واژهء « سحاب » در شعر پيش بر مىگردد . ( 1 ) . « قنوع » به معنى پرسش است . هرگاه كسى سؤال كند مىگويند : قنع قنوعا . ولى اينجا مراد از « قنوع » ، قناعت است . اين شعر از متنبّى است . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء عبد الرّحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 313 . ( 2 ) . مقصود از فصاحت كلام ، پديد آمدن آن ، از واژه‌هاى فصيحى است كه گفتنش بر زبان و دريافتنش بر خرد ، آسان است . چون چينش كلماتش هماهنگ با معانى است . و زادگاه آن ، ذوق سالم و توجّه به قواعد نحو است به گونه‌اى كه معنى سخن روشن ، لفظش آسان ، و سبكش نيكو گردد . از اين‌رو ، بايد هركدام از كلمات ، دلالتش بر مقصود ، آشكار و هماهنگ با قياس صرفى و به اضافه ، خوش‌آوا و روان باشد . همانطور كه تركيب كلمات ، بايد سازگار با قواعد نحو و تهى از تنافر و تعقيد باشد . پس بازگشت فصاحت ، چه در يك واژه و چه در جمله‌هاى تركيب يافته به دو چيز است : الف - مراعات قواعد . ب - ذوق سالم . فصاحت سخن ، گاه‌گاه به جهت اختلاف تعبيرهايى كه از معانى درونى مىشود اختلاف آشكار پيدا مىكند . از اين‌رو در عبارتهاى اديبان ، نيكويى و زيبايى ويژه‌اى مىيابى كه در تعبيرهاى غير اديبان نيست . با اين‌كه معنى يكى است . شيوه‌ها و سبكهاى ادباء هم فرق مىكند . سبك و شيوهء برخى از اديبان اوج مىيابد ، آنگاه مىبينى لطافت و گوارايى جريان پيدا مىكند و به دلها مىنشيند و تا آنجا كه بخواهد در دلها فرو مىرود و اين نوع از بيان ، نزديك به جادو است و گاه ، سخن اين اديبان ، كم يا زياد از اين مرتبه ، پايين‌تر است . و با اين حال در شمار سخنان فصيح و نيكوست .